۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه
17 روز دیگه تا 13 ابــــــان . گـــربه نشسته در اسیا در انتظار شبنمهای سبز
۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه
۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه
19 روز دیگه تا 13 ابان
۱۳۸۸ مهر ۱۴, سهشنبه
سفر خامنه ای به چالوس
امروز صبح سه شنبه 14 مهر ماه به قصد خرید میوه و تروبار به بازار چالوس رفتم. داخل مغازه میوه فروشی واقع در خیابان رادیو دریا شدم و مشغول جمع کردن میوه بودم که ناگهان دیدم سه نفر از پژو405 وارد مغازه شدند و با عصبانیت زیاد و رفتار خشن به مغازه دار می گویند چرا عکس به شیشه مغازه نصب نکردی؟ صاحب مغازه گفت دیروز که عکسها را به مغازها دادند من نبودم و مغازه ام تعطیل بود. آن سه نفر که لباس شخصی و بیسیم در دست داشتند با خشونت به مغازه دار گفتند دیروز نبودی امروز که هستی وبه مغازه دار تذکر دادند و گفتند ما می رویم و دوباره برمی گردیم چنانچه عکس را به شیشه مغازه نچسباندی برای همیشه مغازه ات تعطیل می شود. مغازه دار که ترسیده بود به آنان گفت همین الان می چسبانم. حقیقتش من هم ترسیده بودم و پس از آنکه آن سه نفر سوار ماشین خود شدند و رفتند به مغازه دار گفتم چی شده است؟ که مغازه دار در جوابم گفت دیروز به همه مغازههای شهر عکس خامنه ای دادند و گفتند باید اجبارا به شیشه مغازهها بچسبانید.اما چون من دیروز نبودم عکس را به مغازه بغل دستی دادند تا به من بدهند اما امروز که مغازه بغل دستی عکس را به من داد به شیشه نچسباندم که آمدند و همین طور که مشغول صحبت کردن با من بود عکس بزرگی از خامنه ای را به درب شیشه ای مغازه اش چسباند. از مغازه آمدم بیرون و به اطرافم خوب نگاه می کردم پشت شیشه تمامی تاکسی ها عکس خامنه ای را چسبانده بودند و به شیشه همه مغازه ها هم همین طور
۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه
تصویب قانون مجازات فروشندگان بنزين به رژیم تهران
به گزارش خبرگزارى فرانسه، به موجب اين قانون شركتهايى كه اقدام به فروش بنزيم به جمهورى اسلامى مىكنند، از انجام معامله با وزارت انرژى آمريكا محروم خواهند شد.
ايران چهارمين توليدكننده بزرگ نفت در جهان است، در ميان كشورهاى عضو سازمان اوپك مقام دوم را دارد و حدوداً پنج درصد عرضه جهانى نفت را در اختيار دارد، اما براى ۴۰ درصد مصرف داخلى بنزين خود وابسته به واردات است.
بخش اعظم اين واردات از طريق پنج كمپانى اروپايى و يك كمپانى هندى تأمين مىشود.
متوسط مصرف روزانه بنزين در ايران در حال حاضر حدود ۶۷ ميليون ليتر است و در همين حال ميزان توليد پالايشگاههاى داخلى ۴۴ تا ۴۵ ميليون ليتر اعلام شده است. به اين ترتيب ايران بايد روزانه بيش از ۲۰ ميليون ليتر بنزين وارد كند.
۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه
بازجویی از مرتضوی و قضات مشهور در رابطه با پروندهی کهریزک
خبرگزاری هرانا : قاضی سعید مرتضوی، قاضی حسن حداد، قاضی صلواتی و قاضی حیدریفر در رابطه با پروندهی کهریزک در چند روز گذشته مورد بازجویی و سوال و جواب کمیتهي تحقیق قوهی قضاییه قرار گرفتهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران، قاضی حسن حداد، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و معاونت دادستانی کل کشور و قاضی حیدریفر که اخیرا از مدتی از کار برکنار شده بود، از طرف کمیتهي پیگیری قوهی قضاییه در ارتباط با حوادث اخیر زندانها به ویژه بازداشتگاه کهریزک مورد بازجویی قرار گرفتهاند. از قاضی صلواتی نیز در مورد برگزاری دادگاهها و حوادث اخیر سوال و جوابهایی انجام شده است.
علیرغم ظاهر مناسب این اقدام، بر اساس اطلاعات واصله، این بازجوییها که در حقیقت از عاملین و مسئولان اصلی اتفاقات کهریزک شروع شده، با تهدیدها و توصیههای مقامات ارشد قضائی-امنیتی دچار ضعف شده و با توجه به عدم وجود اراده در قوهی قضاییه در خصوص مجازات متهمان و مجرمان سرشناس حکومتی که در مورد پروندههای سیاسی ـ امنیتی به کرات مشاهده شده است گمان نمی رود به سرانجامی همچون مجازات برسد.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران پیش از این از بازگشت به کار قاضی حیدری فر خبر داده بود. وی قاضی شعبه اول امنیت مستقر در دادگاه انقلاب تهران است. از حیدریفر به عنوان قاضی خاطی در پرونده بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک یاد میشود. وی پس از مدت کوتاهی غیبت در محل کار، مجدد به دفتر خود در شعبهی امنیت واقع در دادگاه انقلاب بازگشته و به کار خود با این تفاوت که تنها اجازه امضا کردن ندارد میپردازد. بر اساس اطلاعات رسیده وی دستورات مافوق هایی همچون قاضی حداد و قاضی سعید مرتضوی را اعمال میکرده است.
۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سهشنبه
افشای نقش موثر فرمانده بسيج در سرکوبهای خيابانی اخير: حسین طائب
موج سبز آزادی : نزديک به دو ماه پيش در گفتوگو با يک نماينده مجلس از نقش حسين فدايی و کمی پیش از این نیز از نقش مهم مسعود صدرالاسلام در وقایع بازداشتگاه کهريزک پرده برداشتيم. همچنین از قول برخی بازداشتشدگان به نقش مستقيم سردار رادان در شکنجهها اشاره کرده بودیم. اکنون موضوعی را منتشر ميکنيم که «موج سبز آزادی» در همان زمان نسبت به آن مطلع شده بود، اما براي تکميل اطلاعات خود آن را تا اين زمان منتشر نکرد.
این موضوع به نقش حسین طائب در سرکوبهای پس از انتخابات مربوط میشود، شخصی که تاکنون از سوی بسیاری از چهرههای اصولگرا از جمله علی مطهری، نماینده طیف اصولگرای مجلس، نیز مورد انتقادهای شدیدی واقع شده است. فرزند شهید مطهری چندی پیش در نامه خود به روزنامه کیهان، از نقش حسین طائب در سرکوبهای اخیر پرده برداشت و صراحتا نوشت که بحران بعد از انتخابات به علت مدیریت و رفتار غلط افرادی است چون حسین طائب که «با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر».
پیش از آن نیز بسیاری به زمزمه یا نوای بلند از تقصیر حسین طائب در حوادث اخیر گفته بودند اما تاکنون اظهار نظری چنین بیپرده و تند آن هم از سوی نمایندهای اصولگرا علیه فرمانده نیروی مقاومت بسیج مطرح نشده بود. آنچه در پی میآید جزئیاتی است مربوط به پیشینه و نقش حسین طائب در حوادث اخیر که بعد از بررسیها و تحقیقهای انجام شده توسط موج سبز آزادی ، به اطلاع خوانندگان میرسد.
پیش از پرداختن به نقش این فرد به عنوان یکی از مهمترین مهرههای سازمانده سرکوبهای پس از کودتای انتخاباتی، شاید بد نباشد به این سوال پاسخ دهیم که حسین طائب کیست، چگونه به یکی از مهره
های اساسی سرکوب تبدیل شد و نحوه ارتقای او در بیت رهبری و تبدیل شدن او به یکی از نزدیکان مجتبی خامنهای، فرزند رهبر، چگونه بوده است.
حسین طائب برای اولین بار در سال ۱۳۷۵ وارد عرصه علنی سیاست شد و ابتدا همکاری نزدیکی با ناطق نوری داشت. این همکاری با ناطق تا سال ۷۶-۷۷ یعنی زمانی که درگیر قتلهای زنجیرهای شد، ادامه پیدا کرد. همزمان با آغاز پروژه قتلهای زنجیرهای بود که بین او و ناطق نوری فراق افتاد. در سال ۱۳۷۹ طائب، بنیاد ایثارگران را تاسیس کرد که در جهت تقویت و تبلیغ برای حزب محافظه کار آبادگران در انتخابات شورای شهر فعالیت میکرد. طائب از طریق حمایت و پشتیبانی آبادگران در شهردار شدن احمدینژاد نقش بسیار مهمی ایفا کرد.
در انتخابات شوراها که حزب آبادگران موفق به ورود به شورای شهر شد، حسین طائب مسوول ابطال صندوقها در انتخابات شورای شهر از طریق علیرضا شیخعطار بود. شیخ عطار همان کسی بود که بعدا در زمان شهرداری احمدینژاد جای محمد عطریانفر، بنیانگذار موسسه بزرگ همشهری را گرفت و در دولت نهم معاونت اقتصادی وزارت خارجه را به دست آورد. طائب در سال ۸۲ بعد از تلاش بسیار و رایزنیهایی که در طول به قدرت رسیدن آبادگران در مجلس انجام داد، توانست در معرفی احمدینژاد به عنوان شهردار تهران نقش به سزایی ایفا کند.
همکاری نزدیک با بیت رهبری:
سابقه رفاقت طائب با مجتبی خامنهای به سال ۶۷ باز میگردد. اما ثمره اصلی این رفاقت زمانی به بار نشست که مجتبی خامنهای راه ورود او را به وزارت اطلاعات باز کرد. این اقدام همزمان بود با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و در آن دوران طائب تا معاونت ضدجاسوسی فلاحیان ارتقا یافت. با این حال زمان درازی نکشید که هاشمی رفسنجانی دستور اخراج او از وزارت اطلاعات را صادر کرد. ماجرا از این قرار بود که حسین طائب در ماجرای ربوده شدن فرج سرکوهی به دست وزارت اطلاعات به هاشمی رفسنجانی اطمینان داده بود که سرکوهی خودش از کشور به قصد آلمان خارج شده و همه این مسایل بازی کانون نویسندگان است.
هاشمی نیز همین موضوع را در مصاحبهای مطبوعاتی در جمع خبرنگاران مطرح کرد ولی پس از آن بلافاصله متوجه حقیقت شد، لذا عذر طائب را برای همیشه از وزارت اطلاعات خواست. بعد از اخراج از وزارت اطلاعات، طائب به خاطر پیشینه رفاقت نزدیکی که با مجتبی خامنهای داشت به بیت رهبری رفت و تا سال ۷۷-۷۸ که وزارت اطلاعات پاکسازی شد در بیت فعال بود. پس از آن که وزارت اطلاعات از «نیروهای خودسر» پاکسازی شد، طائب و همفکرانش به اندیشه نهادهای اطلاعاتی جایگزین (موازی) افتادند و از این زمان بود که حسین طائب کار خود را در اطلاعات سپاه آغاز کرد و قائم مقام اطلاعات سپاه شد.
در جریانات ۱۸ تیر، طائب به مسوولیت برخورد با دانشجویان معترض گماشته شد. تمامی دانشجویانی که در آن جریان دستگیر شدند، توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده و مورد بد رفتاری قرار گرفته بودند. پس از ایفای نقش کلیدی در سرکوبهای دانشجویی ۱۸ تیر، حسین طائب مدتها در نقش رابط میان سعید مرتضوی و مجتبی خامنهای فعالیت میکرد و از این طریق برخوردهای قضایی با دانشجویان معترض سازماندهی میشد. همچنین در جریان رد صلاحیتهای مجلس، طائب نقش فعالی در رساندن پیامهای بیت و به طور خاص مجتبی خامنهای به احمد جنتی برعهده داشت. در رد صلاحیتهای گستردهای که در انتخابات مجلس هفتم صورت گرفت هم همین اتفاق تکرار و پیامهای صادره از بالا از طریق حسین طائب به احمد جنتی ابلاغ شد.
مسوولیت در بسیج:
از سال ۸۴ حسین طائب به سفارش مجتبی خامنهای به بسیج منتقل شد. در این دوران بود که وظیفه اصلی سازماندهی تقلب در انتخابات دهم و سرکوبهای بعد از کودتا هم به طور کامل به بسیج واگذار شد. بسیج یکی از بازوهای اصلی کودتای پس از انتخابات بود که به ریاست طائب و در کنار سپاه، وزارت اطلاعات و صداوسیما هر کدام نقش جداگانهای در سرکوب مردم ایفا کردند.
تنها نیروهایی که در جریان سرکوبهای اخیر اجازه حمل سلاح داشتند، بسیجیانی بودند که به دستور حسین طائب مسلح شدند و برای برخورد با معترضین به میدان آمدند. نخستین نقش اساسی طائب در سرکوبهای مسلحانه خیابانی توسط نیروهای بسیج در همان شامگاه راهپیمایی میلیونی بیست و پنجم خرداد در میدان آزادی ایفا شد. بعدازظهر آن روز نزدیک به صد بسیجی مسلح به سلاح گرم به سازماندهی فریدالدین حدادعادل در میدان آزادی حضور یافتند. درگیریهایی که میان نیروهای بسیج و مردم معترض در آن روز رخ داد به کشته شدن نزدیک به ده نفر از مردم مظلوم انجامید.
بر اساس بررسیهای انجام شده و اطلاعات به دست آمده توسط موج سبز آزادی روشن شد که سازماندهی نیروهای بسیجی در انتخابات اخیر به طور خاص شامل دو شاخه میشد:
۱- اطلاعات بسیج که در ابتدای کار مسوولیت بازجویی دستگیرشدگان رده یک (شامل سران احزاب و فعالان رده یک ستادها و کمپینهای انتخاباتی) را عهده دار بود و مسوولیت اجرایی آن را سردار نقدی بر عهده داشت و ۲- بخش اجرایی بسیج که وظیفهاش سرکوبهای خیابانی از جمله سرکوب معترضان حاضر در میدان آزادی در بیست و پنجم خرداد بود و مسوولیت آن را شخصی به نام محقق بر عهده داشت.
محقق از ناحیه پا نیز در جنگ آسیب دیده و پایش قطع شده است در دوران دفاع مقدس فرمانده گردان حبیب لشکر حضرت رسول بود که فرماندهی آن لشکر را محمد کوثری، نماینده کنونی مجلس، بر عهده داشت. مجتبی خامنهای هم سرباز همین گردان حبیب بود و طرح دوستی او با حسین طائب هم از همان جا ریخته شد. بعد از جنگ تحمیلی بیشتر اعضای گردان حبیب به تیم مشورتی مجتبی خامنهای بدل شدند و مسوولیت سرکوب ها را هم بر عهده گرفتند. بعدها همانطور که گفته شد مسوولیت نیروهای لباس شخصی به محقق واگذار شد و مسوولیت اصلی آن نیز سرکوب معترضین داخلی تعریف گردید.
جای بسی تاسف و شگفتی است که برخی چهرههای شناخته شده گردان حبیب که روزی برای سرکوب نیروهای بعثی بسیج شده بودند، بعد از گذشت نزدیک به دو دهه از جنگ، امروز میدان آزادی را با شلمچه اشتباه گرفتهاند و گویی برای سرکوب، فرقی میان هموطنان ایرانی خودشان با سربازهای متجاوز عراقی نمیشناسند. قانونشکنانیها و خشونتطلبیهای اشخاصی نظیر حسین طائب یا مسعود صدرالاسلام چیزی نیست که به این راحتیها بتوان از کنار آن گذشت و با گذر زمان آنها را فراموش کرد.
آنچه در نیمه آخر خردادماه ۸۸ رخ داد، پرده از نقش مهرههایی کلیدی که در شیوع خشونت و خونریزی نقش مهمی در قدرت ایفا می کنند، برداشت. حسین طائب به شهادت بسیاری از نیروهای سیاسی راست و چپ یکی از این چهره هاست که علیرغم قانونشکنیها و خشونتطلبیها روز به روز به جای محاکمه و پاسخگویی در سیستم قدرت ارتقا پیدا میکنند و به فعالیت خود ادامه میدهند. نمونه این تداوم حضور (!) جناب آقای طائب را در حال مکالمه تلفنی میتوانید در عکسی که در تیتر خبر آمده است مشاهده کنید که حضور وی را در راهپیمایی روز قدس نشان میدهد.
